امام صادق (ع) خطاب به احول - : به بصره رفتي ؟ عرض كرد آري . فرمود : شوق مردم به اين امر ( ولايت و امامت ما) و پذيرش آنها را چگونه ديدي ؟ عرض كرد : به خدا قسم اندكند ، كارهايي كرده اند ، اما كم است . حضرت فرمود : بر تو باد به نوجوانان ، زيرا اين گروه در پذيرش هر نوع خوبي شتاب بيشتري نشان مي دهند.(قرب الاسناد : 128/450)

اين روايت بسيار جالب از امام صادق (ع) نشانه اهميت جوان و نوجوان در كارهاي خوب و مفيد در جامعه است . و اين روايت به نوعي رسيدگي به امورات جوانان را بيش از پيش مورد توجه قرار داده است و شدّت توجه اسلام و شعيه را به جوانان را بيان مي سازد روايات ديگري از ائمه اطهار (ع) در اين زمينه وجود دارد كه به علت اطاله كلام از ذكر آنها خوداري ميكنيم .

فرصت سوزي هايي كه در مسائل ديني جوانان صورت مي گيرد نشان از عدم درك صحيح جوانان و شخصيت آن و خواست و نياز هاي آن است .

جوان ايراني به شيعه بودن خود افتخار مي كند واز اينكه اين مكتب و اين مذهب را انتخاب كرده بر خود مي بالد امّا در برخي از مراحل زندگي با پرسش هايي جديّ برخورد مي نمايد و انتظار دارد علمان و دانشمندان ديني و حكومت اسلامي ايران  پاسخ گوي اين پرسش ها باشد چرا كه در ذهن او از كودكي اسلام و شيعه به عنوان كامل ترين دين معرفي شده مكتبي كه تمام نيازهاي بشري را پاسخگوست و لذا توقع جواب داشتن كاري سخت نمي باشد و حتما بايد به سئوالات پاسخ داده شود .

 در اين ميان روحانيت به عنوان اولين پيشقدم در عرصه پاسخگويي به مسائل مربوط به دين ايفي وظيفه مي كند به علاوه نهادهاي ديگري كه درگير به اين نوع از مسايل هستند .

جوان امروزي نه دين گريز است نه ضد دين و نه بي تفاوت نسبت به مسايل و اتفاقات پيرامون خود ، دليل اين مدعا اين است كه ما در ايام سوگواري و اعياد ائمه اطهار (ع) مخلصانه حضور پيدا مي كنند اما مشكل اصلي كجاست ؟

مشكل اصلي اين است كه وقتي جواني در آلام درد ها و رنج ها و آرزو ها به سر مي برد و او نمي داند چگونه بايد اين دوران سخت و جانكاه را پشت سر بگذارد و مامني براي گفتن و درد و دل كردن پيدا نمي كند و در سو سو ي چراغ هاي نجات مبهم كه گاه چشم آن را مي بيند و گاه از ديدگان او پنهان مي شود ضرب الاجل عمل كردن فرا مي رسد و او به ناچار مجبور به تكرار گذشته پر از اشتباه خود است  .

او اين اصل را پذيرفته است : ‹ كسي كه نمي تواند گذشته خود را تحليل كند مجبور و محكوم به تكرار آن است › چون كه ميداند گذشته او پر از اشتباه و گناه بوده ولي فرصت تحليل گذشته را ندارد .

سرگردان با كوله باري از غم وغصه و اميد و آرزوهاي شيرين در جهاني كه پر از گرگهاي درنده كه خواركشان بلغيدن تمام ارزش ها و انديشه هاي يك جوان ايرانيست لباس ميش به تن مي كنند و با زرق برق دروغين و پوچ ماديگرايي و شهوت گرايي عقل جوان ما را كه سرمايه اين مرز و بوم است به يغما مي برند .

با اين حال جوان ما راه را گم كرده دليل اين مدعا اين است كه وقتي يك جوان با يك فرد مذهبي و آگاه مثلا يك روحاني مواجه مي شود از او در رابطه با دين خود سئوال مي كند اين يك فرصت است كه ما جوان خود را در يابيم

به طور مثال وقتي يك جوان به از يك روحاني مي پرسد كه من امروز اين كار را انجام داده ام كه كار زشتي است نظر اسلام چيست ؟ خارج از اين كه او زنا كرده ، دزدي كرده ، جنايت كرده ، گناه مرتكب شده ، همين كه به اهل دين مراجعه كرده به اين معناست كه او دغدغه دين را دارد ، يعني اينكه اين يك فرصت است ، او به سوي ما دست نياز دراز كرده ، او گمراه است كافيست اعتماد او را جلب كنيم و دست او را بگريم خواهيم ديد كه جوان ما ضد دين نيست و دين را هم دوست دارد .

ما در طول اين چند سال نتوانستيم از اين فرصت ها به خوبي استفاده كنيم و لذا مدام اين فرصت سوزي ها تكرار شد تا اينكه تبديل به يك معضل اجتماعي گرديد .

شما به هر كشور پيشرفته اي نگاه كنيد مي بينيد كه آنها براي جوانان خود مراكزي تاسيس كرده اند كه به راحتي جوانان ميتوانند به آنجا مراجعه كنند و از خدمات مشاوره اي و مالي و حقوقي بهرمند شوند الگو برداري از اين كشور ها كار خوبي در زمينه فعاليت در بخش جوانان است .اما اين مطلب را هم نبايد فراموش كرد كه جوان ايراني يك جوانيست كه داراي تمدن و فرهنگ وايدئولوژي خاصي است لذا وقتي جوان ما دچار بحران مي شود فارق از اينكه مقصر بوده يا نه ؟ به فرض مثال وقتي دختر جواني از خانه فرار مي كند ( با اين ديد كه اصلا خانواده او در زلزله مرده است ) و در روزهاي اول فرارش پي مي برد كه اشتباه كرده اولين مكاني را كه بايد برود كجاست ؟ نيروي انتظامي ؟! او از نيروي انتظامي مي ترسد چون احساس مي كند پليس فقط براي مجرمين و كارهاي امنيتي ايست ؟ به بهزيستي ؟ او اينگونه مي پندارد كه بهزيستي محلي براي معلولان و عده اي آسيب ديده اجتماعيست . به كميته امداد ؟ او نيازي به كمك مالي ندارد او از لحاظ روحي در حال مرگ احساسات است و هر لحظه قدرت تصميم گيري او پائين مي آيد و لذا هر آن ممكن است اقدام به خود كوشي يا به خود فروشي  يا به جنايت يا به آتيش كشيدن تمام سوابق درخشان خود ، يا فروختن هويت خود به بيگانگان به بهاي ناچيز زنده ماندن و حيوان زيستن و يا و يا و يا و...

در اين برهه از زمان جاي خالي يك تشكل يا يك نهاد و يا يك مركز منسجم كه بتواند حداقل به نيازهاي فوري جوانان خدمات رساني كند به گونه اي كه به محض برخورد جوان با مشكل و بحران هاي شديد گوشي تلفن را بردارد و با اين مركز تماس بگيرد و بگويد : من يك جوان هستم از خانه فرار كرداه ام كمك مي خواهم ، من يك جوان هستم به آخر خط رسيده ام مي خواهم خود كشي كنم كمك مي خواهم ، من يك جوان هستم مي خواهم از كشور فرار كنم وپناهنده شوم كمك مي خواهم ، من يك جوان هستم مي خواهم قرص روان گردان مصرف كنم و يا مصرف كرده ام كمك مي خواهم .و من يك جوان هستم .....

اين مركز بايد به صورت مستقل زير نظر دولت يا زير نظر مستقيم رهبري با امكانات لازم بدون هيچ بهره برداري سياسي يا امنيتي و يا انتظامي و يا قضايي تاسيس گردد و در سوابق آينده افراد هيچ گونه تاثيري نداشته باشد و اسرار افراد به صورت محرمانه و غير قابل ارائه به ديگران چه حقيقي و چه حقوقي باقي بماند تا اينكه اين مركز به عنوان مامني امن و قابل اعتماد براي جوانان باشد ضمن آنكه متخصصين لازم در تمام زمينه ها اعم از روانشناسي ، مذهبي ، اجتماعي ، پزشكي ، اقتصادي ، فرهنگي و غيره وجود داشته باشد .

اين فقط شالوده ذهن اين حقير بود لذا خواهشمند است با نظرات و پيشنهادات و انتقادات زيباي خود در ارائه طرح منسجمي در رابطه با حل معضلات جوانان اين حقير را ياري نماييد . بي صبرانه منتظر خواندن نظرات گرانبهايتان هستم .