اسلام و اهمیت تفریح کردن

تفریح از منظر اسلام

 

 

اسلام همواره راه سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی بشر را تبین کرده است و می کوشد با بیان جذابترین و ساده ترین روش ها بشر را به تعالی سوق دهد . اسلام به انسان ارزش زیادی قائل شده و او را مستحق استفاده از تمام امکاناتی که خداوند به واسطه لطفش و خلقتش در اختیار انسان قرار داده است ، میداند .

 

در سلام راجع به لذت های دنیوی توجه خاص صورت گرفته است به این معنا که انسان مجاز است از تمام لذتهای دنیا بهرمند شود مگر اندکی از آن که از سوی خالق یکتا منع شده است .

 

خداوند در قرآن انسان ها دعوت کرده است که به سیر و سفر بپردازند و نسبت به آنچه که او به انسان ارزانی کرده است تدبیر نمایند و به معرفت الهی برسند ، لذا این رهگذر انگیزه انسان را برای مسافرت کردن و تفریح کردن زیاد می کند چرا که ذات و فطرت انسان زیبایی را دوست دارد و یکی از مصادیق زیبایی تفریح کردن است کما اینکه بزرگان دین اسلام من جمله پیامبر(ص) و ائمه اطهار (ع) هم در رفتارها و سیره های عملی و نظری خود به اهمیت تفریح کردن اشاراتی داشته اند .

 

به طور مثال حضرت رسول (ص) بیشتر اوقات فراغت خود را با تیر اندازی ، شنا کردن و یاد دادن شنا به دیگران ، اسب سواری و کارهای شایسته دیگر سپری می کردند و دیگران را هم به این کار ها تشویق می نمودند .

 

یا اینکه امام جعفر صادق (ع) هم با شرکت کردن در برخی از مسابقات تیر اندازی و کارهای رزمی و گفتمانهای دینی و با خانواده خود برای گردش به بیرون می رفتند و تفریح می کردند .

 

با بیان مختصری از سیره پیامبر (ص) و ائمه اطهار(ع) به این نتیجه می رسیم که نفس تفریح کردن نتنها در اسلام مورد بی احترامی نیست بلکه مورد ستایش قرار گرفته است و لذا آموزه های دینی به ما می گوید که نسبت به تقویت روحیه خود باید تفریح کنیم اما باید در نظر داشت که هر تفریحی را هم نمی توان تفریح نامید چه بسا تفریحاتی که موجب کاشتن بذر گناه باشد و مقدمه ای برای به فساد کشیدن دیگران باشد .

 

به طور مثال یکی از تفریحاتی که امروزه در جهان کنونی و به خصوص در کشور ما باب شده است پارتی هایست که در داخل یا خارج از شهر ها بر گزار می شود به بهانه تفریح کردن و با این توجیه که جوانان نیاز به تفریح دارند ، اقدام به هر عملی می کنند از خوردن مشربات الکی گرفته تا تجاوز کردن به یکدیگر و فسادهای دیگری که قابل بیان نیست .

 

لذا اسلام راه اعتدال را پیش گرفته است و برای هر چیزی و هر کاری حدّی قرار داده است و برای تفریح چارچوبی متناسب با شخصیت و کمال انسانی قرار داده است تا اینکه انسان از مرتبه انسانیت تنزول پیدا نکند به مرتبه حیوان بودنش ، و این حدّ فاصل موجب می گردد که انسان نسبت به رفتارهای خود چه در قالب تفریح و کارهای دیگر ارزش و قداست خود را حفظ نماید .

 

اسلام از این زاویه به تفریح نگاه می کند که تفریح موجب نشاط و امیدواری و شادابی انسان در زندگی می شود و روح را تروات و شادابی می بخشد و موجب میگردد انسان بهتر از حقیقت آفرینش دنیا و لذایذ آن بهرمند گردد .

 

بنابراین پرداختن به تفریحات سالم از این جهت که موجبات فساد در آن نباشد نتنها ممنوعیتی ندارد بلکه مورد ستایش هم هست و چه بسا که رضای خدا هم در آن باشد و اجری بزرگ نزد خداوند داشته باشد بویژه که با همسر و فرزندان و قوم و خویش ها به صورت دست جمعی باشد مطلوبتر خواهد بود . لذا توصیه اسلام به این است که اگر فرصت و فراغتی حاصل گردید با توجه به وسع مالی اشخاص ، حتما به تفریحات سالم بپردازند به خصوص زمانی که انسان توانایی انجام آن را داشته باشد که بهترین زمان دوران جوانیست ، و جوان تا می تواند باید فرصت ها را برای تفریح نباید از دست بدهد.

موانع ازدواج موقت (صیغه ) در ایران

 دیروز مطلبی راجع به دوست پسرها و دوست دختر ها نوشته بودم اما امروز که سایت خبری باز تاب را می خواندم چشمم به مطلبی در باره سفرهای مختلط نامحرمانی که با خواندن صیغه شرعی به هم دیگر محرم می شوند و برای گذراندن ماه عسل به این موسسه که در سطح شهر هم به طور علنی تبلیغات کرده ، مراجعه می کنند و به شمال سفر می کنند .

 

این کار از سوی این موسسه ستودنی است چرا که زمینه بسیاری از روابط نامشروع که در سطح شهر ها انجام می شود استحاله می شود به رابطه مشروع ، که فقه شیعه هم آن را قبول دارد به نحوی که در کتب روایی و حدیث شیعی مکررا احادیثی مبنی بر صیغه کردن و ثواب این عمل آمده و یکی از فرق های مکتب شیعه با اهل تسن در این باره می باشد .

 

اما در این فقره که این موسسه پیگیری آن را می نماید چند نکته را باید مورد توجه قرار بدهد ، نخست اینکه :

یکی از شرایط صیغه کردن این است که اجازه پدر زوجه شرط اصلی می باشد در صورتی که زوجه باکره باشد اما در صورتی که مطلقه باشد نیازی به اجازه پدر نیست و این اصل اسلامی دایره حضور دخترانی که دوست دارند در این کار شرعی سهیم یاشند را محدوتر می کندچراکه با توجه به فرهنگی که در جامعه حاکم است به ندرت پدرانی پیدا می شود که اجازه چنین کاری را به دختر ان خود بدهند .

 

دوم اینکه : اگر چه نفس این عمل مورد ستایش است اما طبعات روحی و روانی ناشی از این کار به مراتب بیشتر از فواید آن است چون لازمه چنین کاری بستر سازی مناسب فرهنگ صیغه در کشور است که تقریبا چنین متقاید کردن خانواده ها برای پذیرش چنین فرهنگی غیر ممکن است .

 

سوم اینکه : کشور در ازدواج های دائمی خود دچار مشکل است به طوری که هر روز آمار طلاق ها با لاتر می رود و سیتم قضایی ما خود در اجرای احکام دادگاه های خانواده دچار ضعف است و با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم میکند مشکلاتی مانند : مطالبه مهریه ، نفقه زوجه ، حضانت کودکان ، تمیکن نکردن زوج ها و هزاران مشکل دیگر علی رغم تلاش گسترده هنوز حل نشده است با این کار بار حقوقی صیغه ای ها مضاعف تر از ازدواج دائم است .

 

چهارم اینکه : کودکان احتمالی که در اثر این ازدواج های موقت به دنیا خواهند آمد دچار مشکلات اجتماعی و روحی و روانی خواهند شد و در معرض جدی آسیب های اجتماعی قرار خواهند گرفت علاوه بر این که کودکان حاصل از ازدواج موقت از نظر شرعی برخی امتیازاتی را که فرزندان ازدواج دائم از آن برخودار هستند از دست خواهند داد مانند : محروم شدن از ارث و موارد دیگر .

 

و در پایان اینکه این ازدواج موقت مزایای بسیار خوبی دارد ولی به چه قیمتی ؟ با این حال انتظار می رود که مسئولین به خصوص فقهای دینی ما راه حلی مناسب ارائه دهند تا این معضل حل شود چرا که ازدواج موقت فتوحاتی چشم گیر خواهد داشت حداقل ترین ثمره این کار این خواهد بود که کسانی که امکانات لازم برای ازدواج دائم ندارند و هر روز در معرض گناه و معصیت قرار دارند می تواند با یان کار خود را از گناه معصون بدارند تا اینکه استطاعت برای ازدواج دائم پیدا کنند و چه بسا که این ازدواج های موقت موجب ازدواج دائم گردد.

 

فرصتی دیگر برای دانشجویان بدهید

چند تن از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر تهران از سوی کمیته انضباتی با محدویت هایی تنبیه شدند . این در حالیست که هفته گذشته این دانشگاه به علت نشر برخی از نشریه های دانشجویی که در آن نشریات به مقدسات اسلامی توهین شده بود ، روزهای پر التهابی را پشت سر می گذراند .

 

فارق از اینکه این محرومیت ها و برخی برخوردهای کمیته انضباتی دانشگاه که بعضا هم تند روی در صدور احکام کمیته شده است .انتظار می رود که این کمیته و مسئولان با دقت نظر بیشتر در صدور آرای خود باعث بسته شدن فضای نقد در دانشگاه نشود ضمن آنکه همه دانشجویان توهین به مقدسات را از جنس نقد نمی دانند و خواهان دستگیری و مجازات عاملان این توطئه هستند .

 

ولی مسئولان محترم دانشگاه نباید در این برهه از زمان که تقریبا شروع امتحانات پایان ترم دانشجویان است فضای دانشگاه را تبدیل به یک فضای غیر علمی کنند و این فرصت را به دانشجویان بدهند که با خیالی آسوده به درس های خود بپردازند .

 

در پایان از مسئولین دانشگاه خواستار لغو محکومیت های صادره از سوی کمیته انضباتی هستیم و بازگشت دانشجویان ممنوع الورود شده به دانشگاه هستیم .

 

به امید آن روز .

اینجا مدینه فاضله نیست

اینجا مدینه فاضله نیست

 

با فرا رسیدن فصل گرما و زیبا تر شدن فضاهای سبز شهر تهران استقبال مردم از رفتن به پارکها و بوستان های کوچک و بزرگ در سطح شهر زیاد تر می شود . عده ای با خانواده بساط شام یا ناهار را جمع می کنند و برای چند ساعتی در این مکانها به استراحت می پردازند و از خوردن غذا لذّت می برند . عده ای از پیره مردها و پیره زن ها دست نوه های خود را می گیرند و به پارک می برند و از این فرصت استفاده می کنند و با هم سن سال های

خود روی نیمکت پارک می نشینند و از خاطرات تلخ و شیرین گذشته برای هم دیگر تعریف می کنند .

 

 گروه های مختلفی در این دوران از این مکانها استفاده می کنند ولی یک عده ای هم در این فصل از سال بیشتر از دیگران استفاده های همه جانبه را می نمایند . بگذارید یک جور دیگر بیان کنم :
وقتی به پارکی یا فضای سبزی می روید حتما تیمی از دختران دم بخت و تیمی از پسران جویای نام ازدواج هم در آنجا می بینید که هم گل می گویند وهم گل می شنوند و گوش تا گوش لبشان باز است و خندان .

 

 برای بعضی ها خلوت ترین و کورترین نقطه پارک بهترین وزیباترین مکان است چون حال و هوای دیگری دارد. اصولا مشتری سرسخت این جاها دوست پسرها و دوست دخترهایست که مکانی مناسبی برای ابراز احساسات عاشقانه به یکدیگر پیدا نمی کنند و به دامن چمن وگل و بلبل می آید و حسّ می گیرند و شروع می کنند به عشق و عاشقی ، ولی یک نکته خیلی برای من عجیب است اینکه این قناری های عاشق چرا برای گفتگوی عاشقانه با این حال که روی یک نیمکت نشسته اند و فاصله سانتی از یکدیگر ندارند دست به گردن هم دیگر و صورت به صورت می گذارند و خیلی نرم و آهسته با هم دیگر به عشق بازی می پردازند که چشم هر بیننده ای را به خود خیره میکند .

 

 در دوران نوجوانی فکر می کردم فقط طبیعت و آثار زیباست که چشم هر بیننده ای را خیره می کند و موجب جذب توریست می شود ولی امروز بعد از سال ها فهمیدم چقدر در اشتباه بودم صحنه هایی هم وجود دارند که هر کسی که از آنجامی گذرد یک نگاه که گاه پر از شادی و گاه پر از غم است به آن می اندازد .

 

 به این فکر می کردم که اگر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و شهرداری تهران با هم یکدیگر می توانند از پتانسیل موجود در دوست پسرها و دوست دخترها برای جذب توریست بخصوص توریست داخلی استفاده بهینه کنند .

 

 دیگر این طور صحنه ها برای ما عادی شده و اصلا هم گناه ندارد اگر یک روزی در جایی از پارکها این صحنه های دو قناری عاشق را دیدید نگوید آنها نامحرم هستند دوست پسر و دوست دختر هستند بلکه از این پس اینگونه می گوییم ان شاء الله خواهر و برادر هستند شاید توی خونه نمی تونند به هم دیگه ابراز احساسات و علاقه بکنند ترجیح دادند در فضای سرسبزی   با بغل کردن یکدیگر راه عشق علاقه بین خواهر وبرادر را هم برای خود عملا اثبات کنند و هم الگو سازی کنند برای خواهر و برادر های دیگر .

 

آیا بهتر نیست مسئولان تدبیری بیاندیشند که خواهر و برادر های این چنینی بتواند زیر یک سقف به زندگی بپردازند و ابراز عشق و علاقه را به پارکها و جنگل ها و غیره نکشانند ؟

آیا هنوز هم می توان گفت : مقصر جوانان هستند ؟

 

 جوان های  ما به اصول اخلاقی پایبند هستند و توقع چندان گزافی از دولت و مسئولان ندارد تنها خواسته آنها داشتن یک شغل مناسب و درآمدی که بتنواند خرج خود و خانواده خود را تامین کنند .

با سخت تر شدن شرایط اقتصادی و معیشتی جامعه جوانان ما توان تشکیل خانواده را ندارند و از مشکلات عدیده اجتماعی رنج می برند و نمی تواند نیاز های خود را تامین کنند در نتیجه منجر به بروز ناهنجاریهای اجتماعی و روان پریشی در آنان می شود .

 

 راه حلّ بسیار ساده و آسان است اما متاسفانه اراده لازم برای حلّ معضلات جوانان در بین بعضی از مسئولین وجود ندارد .

ستاره های سینمای ایران دلسوزتر از همیشه !!!

بهرام رادان دیشب در برنامه تلویزیونی شب شیشه ای شبکه تهران گفت : که عده ای از هنرمندان سینما در حال تشیکل یک ngo هستیم که بتوانیم به کارهای خیریه در زمینه های مختلف بپردازیم .

وی با اشاره به این که هدف از تشکیل این NGO کمک کردن به کودکان و افراد نیازمند است گفت : گروه هنرمندان سینما در نظر دارند بخشی از درآمدهای خود را که از تبلیغات کالاهای تجاری کسب می کنند در این زمینه مصرف کنند وقول داد با توجه به صحبت هایی که با هنرمندان در این باره شده به زودی این گروه از ستاره های سینما کار خود را آغاز می کنند .

این حرکت از سوی گروه هنرمندان سینما قابل تقدیر است چون که دلشان آمده یک بخش کوچکی از درآمد های میلیونی خود را صرف امور خیریه کنند و ما همچنان منتظر آغاز به کار این NGO جدید هستیم .

ولی من پیشنهادم این بود که هنرمندان عزیر یک مرکز خیریه برای به روز کردن وتبلیغ مدها و مدل هایی غربی تلاش کنند بیشتر ثواب می برند چون هدف کمک به نیازمندان است خیلی از جوانان ما نیازمند یاد گیری مدلها و مد لباس ها و تیپ های ، های کلاس هنرمندان سینما هستند تا اینکه به فقرا و کاری های خیر دیگر !!

 

فرصت سوزي ديگر بس است بايد جوان را در يافت.

امام صادق (ع) خطاب به احول - : به بصره رفتي ؟ عرض كرد آري . فرمود : شوق مردم به اين امر ( ولايت و امامت ما) و پذيرش آنها را چگونه ديدي ؟ عرض كرد : به خدا قسم اندكند ، كارهايي كرده اند ، اما كم است . حضرت فرمود : بر تو باد به نوجوانان ، زيرا اين گروه در پذيرش هر نوع خوبي شتاب بيشتري نشان مي دهند.(قرب الاسناد : 128/450)

اين روايت بسيار جالب از امام صادق (ع) نشانه اهميت جوان و نوجوان در كارهاي خوب و مفيد در جامعه است . و اين روايت به نوعي رسيدگي به امورات جوانان را بيش از پيش مورد توجه قرار داده است و شدّت توجه اسلام و شعيه را به جوانان را بيان مي سازد روايات ديگري از ائمه اطهار (ع) در اين زمينه وجود دارد كه به علت اطاله كلام از ذكر آنها خوداري ميكنيم .

فرصت سوزي هايي كه در مسائل ديني جوانان صورت مي گيرد نشان از عدم درك صحيح جوانان و شخصيت آن و خواست و نياز هاي آن است .

جوان ايراني به شيعه بودن خود افتخار مي كند واز اينكه اين مكتب و اين مذهب را انتخاب كرده بر خود مي بالد امّا در برخي از مراحل زندگي با پرسش هايي جديّ برخورد مي نمايد و انتظار دارد علمان و دانشمندان ديني و حكومت اسلامي ايران  پاسخ گوي اين پرسش ها باشد چرا كه در ذهن او از كودكي اسلام و شيعه به عنوان كامل ترين دين معرفي شده مكتبي كه تمام نيازهاي بشري را پاسخگوست و لذا توقع جواب داشتن كاري سخت نمي باشد و حتما بايد به سئوالات پاسخ داده شود .

 در اين ميان روحانيت به عنوان اولين پيشقدم در عرصه پاسخگويي به مسائل مربوط به دين ايفي وظيفه مي كند به علاوه نهادهاي ديگري كه درگير به اين نوع از مسايل هستند .

جوان امروزي نه دين گريز است نه ضد دين و نه بي تفاوت نسبت به مسايل و اتفاقات پيرامون خود ، دليل اين مدعا اين است كه ما در ايام سوگواري و اعياد ائمه اطهار (ع) مخلصانه حضور پيدا مي كنند اما مشكل اصلي كجاست ؟

مشكل اصلي اين است كه وقتي جواني در آلام درد ها و رنج ها و آرزو ها به سر مي برد و او نمي داند چگونه بايد اين دوران سخت و جانكاه را پشت سر بگذارد و مامني براي گفتن و درد و دل كردن پيدا نمي كند و در سو سو ي چراغ هاي نجات مبهم كه گاه چشم آن را مي بيند و گاه از ديدگان او پنهان مي شود ضرب الاجل عمل كردن فرا مي رسد و او به ناچار مجبور به تكرار گذشته پر از اشتباه خود است  .

او اين اصل را پذيرفته است : ‹ كسي كه نمي تواند گذشته خود را تحليل كند مجبور و محكوم به تكرار آن است › چون كه ميداند گذشته او پر از اشتباه و گناه بوده ولي فرصت تحليل گذشته را ندارد .

سرگردان با كوله باري از غم وغصه و اميد و آرزوهاي شيرين در جهاني كه پر از گرگهاي درنده كه خواركشان بلغيدن تمام ارزش ها و انديشه هاي يك جوان ايرانيست لباس ميش به تن مي كنند و با زرق برق دروغين و پوچ ماديگرايي و شهوت گرايي عقل جوان ما را كه سرمايه اين مرز و بوم است به يغما مي برند .

با اين حال جوان ما راه را گم كرده دليل اين مدعا اين است كه وقتي يك جوان با يك فرد مذهبي و آگاه مثلا يك روحاني مواجه مي شود از او در رابطه با دين خود سئوال مي كند اين يك فرصت است كه ما جوان خود را در يابيم

به طور مثال وقتي يك جوان به از يك روحاني مي پرسد كه من امروز اين كار را انجام داده ام كه كار زشتي است نظر اسلام چيست ؟ خارج از اين كه او زنا كرده ، دزدي كرده ، جنايت كرده ، گناه مرتكب شده ، همين كه به اهل دين مراجعه كرده به اين معناست كه او دغدغه دين را دارد ، يعني اينكه اين يك فرصت است ، او به سوي ما دست نياز دراز كرده ، او گمراه است كافيست اعتماد او را جلب كنيم و دست او را بگريم خواهيم ديد كه جوان ما ضد دين نيست و دين را هم دوست دارد .

ما در طول اين چند سال نتوانستيم از اين فرصت ها به خوبي استفاده كنيم و لذا مدام اين فرصت سوزي ها تكرار شد تا اينكه تبديل به يك معضل اجتماعي گرديد .

شما به هر كشور پيشرفته اي نگاه كنيد مي بينيد كه آنها براي جوانان خود مراكزي تاسيس كرده اند كه به راحتي جوانان ميتوانند به آنجا مراجعه كنند و از خدمات مشاوره اي و مالي و حقوقي بهرمند شوند الگو برداري از اين كشور ها كار خوبي در زمينه فعاليت در بخش جوانان است .اما اين مطلب را هم نبايد فراموش كرد كه جوان ايراني يك جوانيست كه داراي تمدن و فرهنگ وايدئولوژي خاصي است لذا وقتي جوان ما دچار بحران مي شود فارق از اينكه مقصر بوده يا نه ؟ به فرض مثال وقتي دختر جواني از خانه فرار مي كند ( با اين ديد كه اصلا خانواده او در زلزله مرده است ) و در روزهاي اول فرارش پي مي برد كه اشتباه كرده اولين مكاني را كه بايد برود كجاست ؟ نيروي انتظامي ؟! او از نيروي انتظامي مي ترسد چون احساس مي كند پليس فقط براي مجرمين و كارهاي امنيتي ايست ؟ به بهزيستي ؟ او اينگونه مي پندارد كه بهزيستي محلي براي معلولان و عده اي آسيب ديده اجتماعيست . به كميته امداد ؟ او نيازي به كمك مالي ندارد او از لحاظ روحي در حال مرگ احساسات است و هر لحظه قدرت تصميم گيري او پائين مي آيد و لذا هر آن ممكن است اقدام به خود كوشي يا به خود فروشي  يا به جنايت يا به آتيش كشيدن تمام سوابق درخشان خود ، يا فروختن هويت خود به بيگانگان به بهاي ناچيز زنده ماندن و حيوان زيستن و يا و يا و يا و...

در اين برهه از زمان جاي خالي يك تشكل يا يك نهاد و يا يك مركز منسجم كه بتواند حداقل به نيازهاي فوري جوانان خدمات رساني كند به گونه اي كه به محض برخورد جوان با مشكل و بحران هاي شديد گوشي تلفن را بردارد و با اين مركز تماس بگيرد و بگويد : من يك جوان هستم از خانه فرار كرداه ام كمك مي خواهم ، من يك جوان هستم به آخر خط رسيده ام مي خواهم خود كشي كنم كمك مي خواهم ، من يك جوان هستم مي خواهم از كشور فرار كنم وپناهنده شوم كمك مي خواهم ، من يك جوان هستم مي خواهم قرص روان گردان مصرف كنم و يا مصرف كرده ام كمك مي خواهم .و من يك جوان هستم .....

اين مركز بايد به صورت مستقل زير نظر دولت يا زير نظر مستقيم رهبري با امكانات لازم بدون هيچ بهره برداري سياسي يا امنيتي و يا انتظامي و يا قضايي تاسيس گردد و در سوابق آينده افراد هيچ گونه تاثيري نداشته باشد و اسرار افراد به صورت محرمانه و غير قابل ارائه به ديگران چه حقيقي و چه حقوقي باقي بماند تا اينكه اين مركز به عنوان مامني امن و قابل اعتماد براي جوانان باشد ضمن آنكه متخصصين لازم در تمام زمينه ها اعم از روانشناسي ، مذهبي ، اجتماعي ، پزشكي ، اقتصادي ، فرهنگي و غيره وجود داشته باشد .

اين فقط شالوده ذهن اين حقير بود لذا خواهشمند است با نظرات و پيشنهادات و انتقادات زيباي خود در ارائه طرح منسجمي در رابطه با حل معضلات جوانان اين حقير را ياري نماييد . بي صبرانه منتظر خواندن نظرات گرانبهايتان هستم .

طلبه چراغی روشن اما خاموش

نا گفته ای از مشکلات اجتماعی طلبگی

در این متن که خدمتتان ارائه می گردد به بررسی برخی از دیدگاه های غلط برخی از افراد جامعه به روحانیت را مورد نقد و بررسی قرار می دهیم که بسیار جالب و جذاب و در عین حال با مظلومیت چهره های طلاب محترم مواجه خواهیم شد که در حقّ آنان به درستی نزد افکار عمومی قضاوت نمی شود .

هر انسانی برای خود مشکلاتی را دارد و دارای عیب و نقص های هم می باشد در بین جامعه ما یک طیف نسبتا کوچکی از لحاظ جمعیتی بنام طلبه ها زندگی می کند به هر حال طلبه ها هم عضوی از این جامعه هستن نیازهای متناسب با خود را دارند از جمله نیاز های اجتماعی و معیشتی و...

وقتی یک طلبه در خیابان راه می رود خیلی ها از آن انتظار دارند که رفتارهای او با  زی طلبگی هم خوانی داشته باشد لذا طلبه هم به به جهت عرف و اجتماع  و هم از طرف شرع مقدس اسلام محدودیتهایی برای خود دارد اما نکته جالب این است که هنوز خیلی از شئونات طلبگی تعریف جامع و کلی که غیر قابل تغییر باشد از طرف حوزه های علمیه و قانو نگذار تعریف نشده است و بر این اساس طلبه ها واقعا در شرایط سخت معیشتی و زندگی اجتماعی به سر می برند و خانواده آنها با مشکلات اجتماعی که بر آنان تحمیل شده است به ادامه زندگی می دهند این چنین زندگی کردن یک فداکاری بزرگ طلبه ها و خانواده آنهاست طلبه از طرفی مورد احترام و از طرفی مورد انتقاد قرار دارد .

جامعه دوست ندارد طلبه مورد بی احترامی قرار گیرد و از سوی هم دوست ندارد که تافته جدا بافته از جامعه باشد جامعه خواهان حضور طلبه در مسائل مختلف اجتماعی هست و نمی خواهد طلبه از امتیازات عادی افراد دیگر محروم باشد به طور مثال :

اگر یک طلبه ملبس در هنگام گذشتن از یک خیابان به یک بستنی فروشی یا یک پیتزا فروشی برخورد نماید و هوس پیتزا خوردن یا بستنی خوردن را بکند آنهم یک بستنی قیفی جبر دید جامعه نسبت به روحانیت غالب است و چنین کاری را که طلبه بستی قیفی بخورد را شدیدا نفی می کند و مغایر با شئونات طلبگی می داند در حالی که خوردن بستنی قیفی یا ساندویچ یا پیتزا در ملاء عام نه گناه است نه غیر قانونیست و نه کسی حق منع کردن آن را دارد .

یا اینکه یک طلبه ملبس به اتفاق همسر و فرزندانش دلشان بخواهد به سینما بروند و فیلم اخراجی ها را تماشا کنند آیا این عمل خلاف شرع  و قانون است ؟ پس چرا جامعه بر خود نمی تابد که چنین کاری نیاید از سوی طلبه سر بزند . گناه زن و بچه طلبه چیست ؟

آیا خواسته همسر یک طلبه از شوهرش برای رفتن به سینما و یا پارک و یا اماکن تفریحی جرم است ؟ اگر جرم هست به کدامین ماده قانونی و موازین شرعی باید محکومش کرد ؟

اگر طلبه جزئی از جامعه هست چرا باید از حقّ بسیار ناچیز و عادیی که دیگران از آن بهرمند هستند باید محروم گردد ؟

یا تصور کنید یک طلبه برای گرفتن وام ازدواج به بانکی مراجعه می کند آنگاه رئیس بانک به او می گوید : « حاج آقا ! شما دیگه چرا؟! شما به ما دارید بودجه می دهید شما دیگه وام را می خواهید چه کار ؟!!! »

آیا اقشار دیگر جامعه با این سوال مواجه هستند ؟

یا مثلا یک طلبه سوار اتوبوس شرکت واحد می شود عده ای از خود می پرسند مگر طلبه ها هم اتوبوس سوار می شوند ؟ یا اینکه می گویند « نه بابا این فیلم شونه !!! » .

از طرفی هم مردم هنوز به روحانیت اعتماد کافی را دارد به طور مثال وقتی یک روحانی در مسجد است در طول روز با رها مشاهده می شود که مردم برای درد و دل کردن و پرسیدن سئوالات مختلف حتی مسائل خصوصی و سرّی زندگی خود به روحانی مراجعه می کنند .

فارق از این مشکلات که هزاران نمونه وجود دارد که قابل ذکر است اما نکته این جاست که چه کسی باید این مشکلات را بر طرف کند و بستر مناسبی برای این فرهنگ بسازد که روحانی هم انسان است و عین دیگران زندگی می کند و حق دارد از کمترین امکانات و امتیازات اجتماعی برخودار باشد و این ذهنیت غلط است که روحانیون از مرفع ترین اقشار جامعه است .

به هر حال جایگاه واقعی یک روحانی در جامعه کجاست ؟ و مسئولان ذی ربط چه اقدامی برای حلّ معضلات اجتماعی و به خصوص  آسیب های که خانوادهای این قشر از جامعه به علت عدم بستر سازی فرهنگی مناسب ، متحمل می شود ، انجام داده است ؟

ضمن آنکه خسارات احتمالی روحی و روانی ناشی از این نگرش که خانوادهای طلبه ها را تهدید می کند که گاها جبران ناپذیر است چه نهاد و یا ارگان و یا شخصی باید بپردازد ؟ آیا طلبه حق گلایه و شکایت را دارد یا نه باید کوشه نشینی و زهد را پیشه کند و به هیچ چیزی اعتراض نداشته باشد و با کوله باری از نیازها ی مادی و معنوی بدون کمک جامعه تا رسیدن به سعادت ابدی این راه سخت و نفس گیر را تحمل کند ؟

صرف اینکه حامی طلبه امام زمان (عج ) است هر چند که همه طلبه ها بر این باورند که خدا و حضرت ولی عصر (عج) پشتیبان آنان هستند کفایت می کند و مسئولین دیگر هیچ وظیفه ای به گردن طلبه ندارند ؟ طلبه ای که تنها در آمدش شهریه و حق التبلیغی بیش نیست که حتی به پائین ترین حقوق کارگران هم نمی رسد و به سختی زندگی می کند ؟

البته قصد بر آن نداشتیم که از طلبه دفاع بیش از حدّ بکنیم بلکه هدف این بود که افکار عمومی جامعه و مسئولان ذی ربط با بخشی از مشکلات و معضلات اجتماعی اکثریت طلاب آشنا شوند و راه حلّی مناسب برای رفع آن بیاندیشند . به امید آن روز .

طلاب محترمی که مشکلات اجتماعی خاصی از نظر دید و نگرش جامعه دارند می توانند آن را برای ما ارسال نمایند تا ان شاء الله مجموع کاملی از مشکلات آنان گرد آوری شود و به مسئولان ذی ربط جهت رفع ارسال گردد.

دختران فراری بی هیچ غم خواری

این روزها کمتر راجع به زنان و دختران فراری می شنویم شاید فکر می کنیم که تعداد آنها کمتر شده است ولی در واقع این گونه نیست بلکه هنوز هم تعداد زیادی از دختران از خانه های خود فرار کرده اند و از اینکه فصل گرما نزدیک شده است اکثرا در پارکها و اماکن عمومی تردد می کنند و شبها را در آنجا به سر می برند .

اما این برای آن دسته از گروه دختران فراری هستند که دارای زیبایی ظاهر مناسبی نیستند و طالب چندانی ندارند و دخترانی که دارای قیافه زیباتری هستند مهمان چشم چران های مرفع و پولدار هستند و در خانه ها و ویلاهای آنان به سر می برند و پس از مدتی که این اشخاص از آنان بهره برداری جنسی کردند آنها را در خیابانها رها می کنند .

 

معلوم نیست این غصه تلخ و جان سوز تا کی ادمه خواهد یافت . یکی از آثار نپرداختن و حلّ نکردن مشکلات روحی و روانی این طیف از جامعه که نهایتا به بی غیرتی نرم و آرام در جامعه ما منجر شده است که روحیه امر به معروف و نهی از منکر کم رنگ تر شده و فحشا در شهر های بزرگ از یک کار زشت و بی شرمانه و ضد ارزش های اسلامی به کاری عادی تبدیل شده است این یک فاجعه عظمی برای شیعه است .

ابن عباس نقل می کند که وارد مسجد کوفه شدم دیدم حضرت علی (ع) بر بالای منبر نشسته ، صورت وی از شدت خشم و عصبانیت سرخ شده و چهار ستون بدن حضرت می لرزد ، من تعجب کردم و با خودم گفتم نکند اتفاق عجیبی رخ داده است که این گونه علی ناراحت است چون آن حضرت را به ندرت در این حال می دیدیم .

نشستم دیدم حضرت با صدای بلند فریاد می زند اگر امروز همه ما از غصه بمیریم حق داریم و اگر امروز زار زار گریه کنیم و بر سر و سینه خود بزنیم حق داریم چون که شنیده ام که در شام شانه های مرد و زن شامی در بازار شام به هم خورده است . ( علل الشرایع ) .

علی شنیده بود که در شام شانه های مردان شامی و زنان شامی در بازار به هم خورده است به گفته ابن عباس این گونه حال حضرت دگرگون بوده و وای بر ما که شاید در طول سال چندین مورد تجاوز به حداقل به دختران خیابانی و فراری صورت می گیرد ولی بی اعتنایی به آن می کنیم اگر از غصه نمرده ایم نشان از بی نشان غیرتمان دارد .

من به شخصه از این بیم دارم که فردایی اگر در مقابل حضرت علی (ع) بایستم و آن حضرت از من بپرسدند که شما برای حفظ این دسته از ناموس شیعه که به هر دلیلی تن به این کار داده بودند چه کار کرده ای چه جوابی برای حضرت خواهم داشت .

بهتر نیست ما یک مدیریت و مرکز منسجمی برای حل بحرانهای فوری جوانان در نظر بگیریم !!!

بهترین انتخاب دوران شهرداری

شورای سوم و یک انتخاب  

با انتخاب مهندس قالیباف به سمت شهردار تهران  اعضای شورای سوم نشان دادند که صلاحیت مدیریتی را بر جنبه های سیاسی ترجیح می دهند.

اگر چه به خاطر ترکیب خاص شورا و نظرات مختلف اعضا پیشبینی نتیجه مشکل بود اما در نهایت دکتر قالیباف مجددا شهردار شد.

حقیقت اینست که موفقیت قالیباف در اجرای برنامه ها وتحقق بخشیدن به وعده های خود.وهمچنین سرعتی که دراجرای این برنامه ها از خود نشان داد .از او چهره موفقی در این سمت ساخته بود.جوانانی که پیش از این تحول ایجاد شده توسط اودر نیروی انتظامی را دیده بودند با این موفقیت اعتماد دوچندانی بهوی پیدا کردند.اینمساله در نظرسنجی هایی که اخیرا انجام شد نیز تایید شد.

متسفانه درکشور ما بسیارمشاهدهمیشود کهزمانی کهمدیری تازه با زیرو بم کار پاشنا شده ومیتواند مفید واقع شود با تعویض بیجا واعمال نظرهای مختلف از آنحوزهمدیریتی خارج میشود!

 بنده این انتخاب منطقی از سوی شورای شهر را به فال نیک میگیرم

 

 

کویت مواظب اظهار نظرات خود باشد

روزنامه السیاسه کویت که یک روزنامه ضد ایرانیست ایران را تهدید کرده است که دست از برخورد های مغرورانه خود بر دارد تا اینکه با حمله نظامی غربی ها به ایران امنیت کشورهای همسایه خلیج فارس را بهم نزند .

وزارت امور خارجه هم بارها از دولت این کشور خواسته است که به این روزنامه تذکر بدهد تا دست از دشمنی با ایران بردارد ولی تا کنون هیچ اقدامی را دولت این کشور درباره خواست ایران نکرده است .

کشور کویت به جهت داشتن ذخایر نفتی غنی و جمعیت کم یکی از کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس است و این کشور در طول تاریخ مورد عنایت و لطف و کرم بزرگی چون ایران بوده است و ثبات امنیتی خود در خاور میانه را مدیون ایران است و از لحاظ فرهنگی هم وام دار مردم این کشور است .

با این وجود تهدید یک روزنامه نه چندان مهم کویتی علیه ایران همانند قلقلک دادن یک مگس به فیل است چناچه این یاوه گویی ها تکرار شود ایران به راحتی می تواند از موقعیت هایی که در منطقه دارد استفاده کند و کویت را در معادلات منطقه خار و منزوی کند .

بهتر است دولت پادشاهی کویت به جایی دامن زدن به این نوع رفتارها با ایران عاقلانه فکر کند و از بروز چنین تهدیدهایی جلوگیری به عمل آورد چرا که امنیت ایران امنیت کل خاورمیانه است و اگر تهدیدی علیه ایران از سوی هر کشوری صورت بپذیرد قبل از آسیبی به ایران برسد کشورهایی همسایه و منطقه بیش از ایران ضربه خواهند دید .

پیشنهاد می گردد روزنامه السیاسه به جای صرف انرژی علیه ایران به راهکارهایی برای رسیدن به دموکراسی در کشورشان و متقاعد کردن سران کشورشان برای پایان دادن به تفکرات زمان غار نشینی و استبداد شاهی و آزادی مردم کویت بپردازند و بهتر است ثروتمندان کویتی را به همان عیاشی تشویق کند

در پایان از مسئولان وزارت امور خارجه انتظار می رود نسبت به این موضوع با جدیت برخورد نمایند تا دیگر شاهد یاوه گویی این روزنامه نباشیم .

نمی از یمی

ای خدای بزرگ مرا دریاب که غرق گناهم             « ادعونی استجب لکم »

بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را . ( قرآن کریم )

 

خدایا به من قدرت درک حقایقت را عنایت کن و به من اندیشه ای عطا کن تا بتوانم فرق حقیقت ها را با واقعیت ها از یکدیگر بشناسم و به من ایمانی عطا کن که واقعیت ها بر پایه حقیقت ها استوار سازم ( رسولی )

ماندن قالیباف در شهرداری تهران به عنوان شهردار قطعی است

از آنجائیکه که جریان مخالف حضور قالیباف در شهر داری تهران نتوانسته دلایل قانع کننده ای برای تعویض شهردار کنونی به اعضای شورا و افکار عمومی ارائه دهد اکثر اعضای شورای شهر و همچنین بسیاری از مسئولان ونمایند های استان تهران خواستار ادامه فعالیت شهر دار کنونی هستند .

این در حالیست که قالیباف اعلام کرده که طرح های کوتاه مدت شهرداری به نتیجه رسیده و طرح های میان مدت و بلند مدت هم در حال اجرا می باشد این مطلب از آن جهت اهمیت دارد که شورای محترم شهر تهران باید به نکته کاملا واقف باشد که باید به شهردار کنونی فرصت کافی برای اجرای طرح های میان مدت و بلند مدت داده شود تا اینکه به هدف های از پیش تعیین شده برسد .

 

 

 

در صورتی که شورای شهر امروز به شهردار کنونی رای ندهد و شهرداری را به سرپرست واگذار کند یا به فردی دیگر واگذار کند میلیارد ها تومان خسارت به شهرداری وارد می شود که همه آنها از بیت المال است علاوه بر این که هزاران ساعت برنامه ریزی و کارشناسی صورت گرفته در دوران شهردار کنونی به هدر خواهد رفت و مشکلات شهر تهران بیش از پیش گسترده تر خواهد شد و ممکن است این مساله نه تنها شهر تهران بلکه کشور را با چالشی جدی مواجه می کند .

از طرفی رایزنی ها و فشارهای جریان مخالف قالیباف برای متقاعد کردن اعضای شورا شهر منجر به شکست شد و رفتن اعضای شورای شهر به شهرداری تهران توهین و سوء استفاده از اعتماد مردم است .

به نظر می رسد با در نظر گرفتن عواقب و پیامدهای مخرب تغییر شهردار کنونی تهران که همانند خنجری بر پشت مردم است شورای شهر باید با قاطعیت به قالیباف رای بدهد چون تنها گزینه ایست که اکثریت شورا به او اعتماد کافی دارد و می تواند در بین سلیقه های مختلف حاکم در شورا وحدت ایجاد کند با این وجود ماندن قالیباف در شهرداری تهران به عنوان شهردار قطعی ایست و یک پیروزی بزرگ در کارنامه شورای شهر دوره سوم ثبت خواهد شد . 

جوانان و آسیب های اجتماعی

                                      بسمه تعالي

شايد ما در طول زندگي با پديده هاي جديد اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و... غيره برخود كرده ايم امّا انچه كه از اين پديده هاي ياد شده بيش از پيش از اهميت بالايي برخودار است توجه به مسائل اجتماعي انسانها از سوي نهادهاي خدمت و قدرت مي باشد . در ميان اقشار ولايه هاي هر جامعه گروهي بسيار مهم كه تاثير گذار، در اكثريت توانمندي هاي آن جامعه و به نوعي سرمايه هاي ملي آن جامعه به شمار مي آيند وجود دارد .بله شما درست فكر كرده ايد، اين گروه گروه جوانان مي باشد .

وقتي به ارزش اين گروه و نقش اساسي آن در روند رو به رشد يا رو به ضعف مي نگريم به يك نكته بسيار مهم برخورد مي كنيم و آن اينكه وقتي كودكي متولد مي شود سرمايه هاي زيادي هزينه آن مي گردد كه تبديل به يك جوان شود و اين هزينه ها كه به عنوان سرمايه گذاري بر روي هر انساني محسوب مي شود ، بايد در يك جدول زمانبندي مشخص  ميوه اين سرمايه گذاري به بار بنشيند .در اين ميان حفظ و تداوم بخشيدن به روند كارآمدي و توانمندي جوانان در محيط اجتماع و سالم سازي فضاي جامعه از هر لحاظ براي رشد فكري واستفاده از استعدادها ودستان پر  توان آنان ، بدون آسيب رساندن به هويت و باورهاي جوانان كه قطعا و بدون هيچ شكي عامل اساسي پيشرفت و شكوفائي هر جامعه است ، امري ضروي و اجتناب ناپذير است .

در كشور ما ايران بعد از پيروزي انقلاب در بهمن ماه هزار و سيصد و پنجاه و هفت به عنوان بزرگترين تحوّل فكري و عملي و اعتقادي مردم به شمار مي آيد .

بدون ترديد حفظ و استمرار اين امانت بزرگ امري بسار خطير و در عين حال شيرين و گوارا مي باشد .

پس از پيروزي انقلاب بدون مسامحه و به جرات گفته مي شود جوانان ما نقش مهمي در روند حفظ انقلاب و سازندگي كشور در عرصه هاي مختلف چه در دوران جنگ و پس از آن داشته است . لذا از اين رهگذر مي توان به اهميت بحث در خصوص جوانان و آسيب هاي وارده بر پيكره آن ، اشاره نمود و براي آينده آن تمهيدات لازم را انديشيد.

شايد تا به حال در رابطه با جوانان كتابها ، مقالات ، پايان نامه ها ، طرح ها و... بسيار زيادي ارائه شده است كه هركدام از آنان نكات قوت و ضعفي داشته است . امّا اين مقال در نظر دارد به يكي از آسيب هاي مهم اين قشر از زاويه آسيب هاي اجتماعي و فرهنگي نگاه كند و سعي بر اين دارد كه رويكردي نوين درتفكر و مديريت اجتماعي و فرهنگي اين بخش ارائه دهد هر چند كه بر اين باور هم هست كه اين مقال خالي از اشكال نمي باشد و نقد آن موجب فتوحات فكري بزرگي خواهد شد و سنگ بنايي چون تحّفه درويش است .

ما در جامعه اي ايدلوژيك مبتني بر اسلام و مدرن گرا زندگي مي كنيم كه نزديك به نيمي از اين جامعه را جوانان تشكيل مي دهد و در جهان كنوني به ايراني اسلامي و با مردمي متمدن به قدمت تاريخ بشريت و به نوعي به مدينه فاضله كه پرچمدار عدالت و سعادت دنيوي و اخروي است مي نگريم كه راهي بسيار طولاني در پيش روي ما براي رسيدن به آن ايران است .

حال اگر چشم خود را باز كنيم و جور ديگر با زاويه اي ديگر به شهر خود يا روستا ي خود يا به كشور خود نگاه كنيم عده اي از جوانان را خواهيم ديد كه بر اثر اشتباهات خود ، يا خانواده، يا سياست هاي شتابزده دولتمردان و يا بر اثر تلاش هاي دشمنان كشور و عوامل موثر ديگر دچار آسيب هاي جدّي شده اند كه ما در اين نوشته فقط به آسيب هاي اجتماعي آن و راهكاري ترميم آن مي پردازيم .

در جامعه ما بخصوص جامعه شهري با توجه به بافت فرهنگي و تضاد طبقاتي كه در آن حاكم است جوانان در معرض بشترين آسيب هاي اجتماعي قرار دارند حال فارق از اينكه اين آسيب ها نشات گرفته از كدام نهاد يا حوزه هاي فرهنگي و اجتماعي و يا از حريم هاي خصوصي مانند خانواده وغيره مي باشد كه به هر حال اين مساله به عنوان يك معضل اجتماعي تبديل شده است نظر صاحبان سياست گذار بخش هاي كلي جامعه را به خود بيش از هر چيز ديگري به خود مشغول كرده است كه يكي از مهترين دغدغه هاي سياستمدارن بخش هاي مختلف فرهنگي ، سياسي ، اجتماعي ، و اقتصادي شده است .

دليل اين مدعا به راحتي قابل ذكر است چون دامنه مشكلات و معضلات مسائل جوانان در دهه اخير به قدري گريبان گير جامعه شده است كه دامنه آن از خانواده و مدرسه و غيره خارج شده و تمام نهاد ها قدرت و سازمانها و تشكّلات غير دولتي را با يك چالش جدي مواجه كرده است به طوري كه سياستمدارن در عرصه تاخت و تازهاي بازي شطرنج سياست و براي پيروزي بر سر رسيدن به قدرت از اين رهگذر جهت مقاصد خود با وعده وعيدها و شعاري هاي بسيار زيبا كه به مزاج جوانان هم خوش مي آيد استفاده مي نمايند كه پس از به قدرت رسيدن نتنها و اكثريت وعده ها محقق نمي شود بلكه در اين دوران مشكلات جديدي با بروز پديده هاي جديد ي كه در اجتماع رخ مي دهد مشكلات افزايش پيدا مي كند و تلاش هانمي رسد و  براي رهايي از اين مشكلات به نتايج مورد رضايتي و فشار بر مسئولان سياست گذار و جهت دهنده در اين امر و مسئولان اجرايي مضاعف ميشود و با ظهور نهاد هاي جديد با موضوعيت و محوريت جوانان مي شود تا اينكه اين نهادها بتوانند اين فشار وارد بر پيكره جامعه را كاهش دهند در حالي كه در كشور ما چند صد نهاد و يا تشكل هاي دولتي و مردمي مشغول به فعاليت هستند و اكثريت آنان تا كنون نتوانسته اند فعاليت چشم گيري در جهت حلّ مشكلات جوانان انجام دهند و متناسب با سيليقه هاي شخصي يا گروهي و يا باب طبع سياستمداران ويا اميال حزبي فعاليت كرده اند.

به نظر مي رسد در چنين وضعيتي اين سوال مطرح مي شود كه آيا نيازي به اين همه تشكل و نهاد براي حلّ مشكلات جوانان نياز هست يا خير؟

ويا اينكه واقعا چه عامل هايي مسببّ اين امر شده است كه در حال حاضر ما به اين جا رسيده ايم و اينكه نتيجه اين همه هزينه هاي مالي و غير مالي كه از بيت المال تا كنون خرج شده به چه دست آوردي در رفع معضلات جوانان در پي داشته است ؟

سوال مهم تر اينكه بخش تاثير گذار فرهنگي ما به عنوان متصدي اصلي بستر سازي رفع مشكلات جوانان دچار روز مرگي و شتابزدگي نشده است كه يا در غفلت به سر برده است و يا اينكه آنگونه كه مي بايست به وظيفه خود عمل نكرده است ؟

حال با اين وضع مردم به مسايل مهمي تري اشاره دارند و سوال مي كنند ولي هنوز به جواب مطلوب خود دست پيدا نكرده اند مانند بيكاري جوانان هايشان ، در معرض قرار گرفتن آسيب هاي اجتماعي جدّي مانند اعتياد ، بي بند وباري ، افسردگي روحي ، مرگ اميد و كم رنگ شدن روحيه نشاط در جوانان ، نبودن امكانات لازم براي ازدواج آنان ، مهيا نبودن شرايط براي حفظ و استمرار استعداد ها و توانمنديهاي علمي جوانان و..و...و...

راهكار

در چنين شرايطي كه مي پنداريم اوضاع خيلي حاد است ما مي توانيم با بينشي جديد از زوايه اي جديد به طور چشم گيري اين مشكلات را كاهش دهيم :

در بخش مديريتي مي توانيم ستاد ي مشترك بين دستگاها و تشكلّ هاي مردمي و دولتي در حوزه مديريت جوانان به صورت خاصّ تشكيل دهيم هر چند كه گام هاي كوچكي برداشته شده است امّا ما نيازمند گامهاي بلند و محكم هستم به طوري كه اين ستاد قدرت و بازوي عملياتي قويي در جهت ياري رساندن به اين دستگاهها را داشته با شد كه ما به هدف هاي زير نائل آييم :

·   پرهيز از موازي كاري در دستگاههاي دولتي اعم وزارت خانه ها و ادارات دولتي در بخش جوانان و نهادهاي هدف كه خاصّ در امور جوانان فعاليت مي كنند .

·      استفاده از تجربيات هريك از عوامل موثر در اين بخش و در اختيار قرار دادن آن به ديگر نهادها توسط ستاد.

·   اطلاع رساني اين ستاد به طور مستمر از روند كار هاي انجام گرفته تمام دستگاها و نتايج به دست آمده از فعاليت هاي انجام شده به صورت آن لاين و يا ابزار هاي ديگري از قبيل بولتن خبري ، مطبوعات ، رسانه هاي تصويري و غير تصويري و...به صورت خاصّ براي نهادها و به صورت عام براي اطلاع عموم مردم كه قطعا بركاتي چون اميد واري مردم از تلاش براي حلّ مشكلات جوانان و ايجاد نشاط در بين آنان وغيره.

·   معرفي نياز هاي علمي و عملي دستگاه هاي متولي و برنامه ريزي در جهت جذب انديشه هاي خفته و پنهان در بطن جامعه به صورت طرح هاي عملي و قابل قبول كه نو و بكر هستند به اين معنا كه اين راهكارها به صورت ابتكاري بوده كه تاكنون كارشناسان درگير موضوع به آن نپرداخته اند كه اين ستاد مي تواند با توجه به توانمندهاي نهادهاي هدف پس از جذب جهت اجرا يي كردن آن در اختيار آنان قرار دهد .

·   در صورت لروزم ادغام نهاد هاي هدف و سپردن مديريت به يك دستگاه خاصّ جهت بهروري بهتر از امكانات و ظرفيتهاي موجود .

·   تلاش براي ايجاد سازه و كاري كه به واقعيت هاي موجود در اين بخش  بيش از پيش پرداخته شود به اين معنا كه نهادهاي هدف از كارهاي بدون نتيجه وشتابزده وآرمان گرايانه و احساسي و مقطعي پزهيز كنند بلكه تلاش كند كه تمام آنان را به يك هدف متعالي در يك جهت صرف حلّ مشكلات جوانان به يكديگر نزديكتر كند و به طور جدي بر مبناي رويكرد علمي و عملي نگاه شود و بازيچه و مورد سوء استفاده مقاصد سياسي جريان و يا گروه خاصي نباشد .

وموارد ديگر كه به صورت جامع تري قابل ارئه است .

ما انسانها در خيلي از زمينه ها پيشرفت هاي فراواني داشته ايم و براي رسيدن به اين پيشرفت ها از تجربيات و اتفاقات رخ داده الگو برداري كرده ايم . بدون ترديد الگو برداري از رموز و كليد هاي موفقيت سيره اي نيكو و پسنديده است لذا از اين منظر مي توان در بخش حلّ معضلات جوانان استفاده نمود و بي بهره نماند .

ما در جامعه اي زندگي ميكنيم كه در آن جامعه هر بخشي يك سري فوريتهايي هنگام بروز حوادث و مشكلات را تعريف كرده ايم و بر همين مبنا خدماتي را براي كاهش نگراني هاي شهروندان خود ارائه مي دهيم و نتايج خوبي هم به دست آورده ايم .

به طور مثال ما براي حفظ امنيت جامعه خود سيستم 110 را طراحي نمو دهايم تا به هنگام بروز هر گونه مشكلي كه شهروندان ما را از لحاظ امنيتي تهديد مي كند سريعا و در اسرع وقت پليس براي رفع اين ناامني و برخود با عامل مشكل ساز وارده عمل مي شود و تا حدّ زيادي ضريب امنيت داخلي كشور را بالا برده است .

يا ما براي بيماران خود اورژانس را طراحي نموده ايم كه به محض اينكه فرد دچار بيمار ناگهاني و يا سانحه اي شد و بر اثر اين سانحه دچار آسيب ديدگي شد سريعا اين مركز وارد عمل شده و افراد آسيب ديده را از مرگ و آسيب هاي جبران نا پذير، به نزديكترين بيمارستان منتقل  مي كند تا تشخيص هاي پزشكي تخصصي چون عمل جراحي و .. اعمال شود ، و فرد را نجات دهد .

و مواردي مانند آتش نشاني ، فوريتهاي دارويي و..

آنچه در تمامي اين مراكز فوريتها بيش از هر چيزي جلب توجه مي كند اين است كه تمامي آنها كه در اثر بروز هر حادثه اي ، بهتر است كه بگوئيم در شرايط بحراني هر شخص با توجه به وظيفه خود ، سعي بر اين دارند كه درد ناشي از آسيب را تا رسيدن به مراكز تخصصي ، يا كاهش دهند يا مهار كنند و يا از بروز آسيب هاي ديگر جلو گيري كنند . بدون اينكه علم تفصيلي در مورد هر نوع آسيبي داشته باشد مثلا يك فرد دچار شكستگي پا يا ناراحتي قلبي شده است .پزشك و مدد كار اورژانس هيچكدام متخصص قلب يا ارتوپد ي نيستند ولي با اقدامات اوژانسي متناسب با مسدوم او را با انتقال به بيمارستان نجات مي دهند . هر چند بيمارستان با درمانهاي تخصصي خود باعث بهبود مسدوم مي شود ولي در يك نظر خواهيم ديد كه نقش اوژانس در نجات مسدوم به مراتب بالاتر از بيمارستان مي باشد .

به نظر مي رسد با توجه به مشكلات جوانان در كشور به خصوص در شهرهاي بزرگي چون تهران جوانان ما بيش از هر كسي ديگر دچار آسيب هاي اجتماعي هستند كه بعضي از آنها در وضعيتي قرار دارند كه در شرايطي بحراني به سر مي برنند كه دامنه آنها ممكن است از قشر عادي جوان ما به نخبگان هم رسيده با شد و هر يك از گروه هاي جوان و نوجوان ما به طور نسبي با درصدي كم و بيش دچار شدهاند و يا در معرض ابتلا به آن هستند در اين صورت با توجه به اين  كه سيستم مديريت ما در حوزه جوانان قادر به خدمات رساني به جوان آسيب ديده نيست ولذا براين اساس پيشنهاد مي گردد اورژانس اجتماعي جوانان با رويكرد مهار كردن بحران هاي فوري جوانان تشكيل گردد .

شايان ذكر است كه طرح كامل و مبسوط در اين باره تهيه گرديده با پشتوانه كارشناسي محكم كه در آينده قابل ارائه مي باشد.

 

                                                                         

در مقابل شایعه چه کار کنیم ؟

در مقابل شایعه چه کار کنیم!؟

دفعه بعدکه شايعه اي روشنيديدوياخواستيدشايعه اي راتکرارکنيداين فلسفه رادرذهن خودداشته باشيد!

دريونان باستان سقراط به دليل خردودرايت فراوانش موردستايش بود.

روزي فيلسوف بزرگي که ازآشنايان سقراط بود،باهيجان نزداوآمدوگفت:

سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده ام؟

سقراط پاسخ داد:

"لحظه اي صبرکن.قبل ازاينکه به من چيزي بگويي ازتومي خواهم آزمون کوچکي راکه نامش سه پرسش است پاسخ دهي."

مردپرسيد:

سه پرسش؟

سقراط گفت:

بله درست است.قبل ازاينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني،لحظه اي آنچه راکه قصدگفتنش راداري امتحان کنيم.اولين پرسش حقيقت است.کاملامطمئني که آنچه راکه مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟

مردجواب داد:

"نه،فقط درموردش شنيده ام.

"سقراط گفت:"

بسيارخوب،پس واقعا نميداني که خبردرست است يانادرست.حالابياپرسش دوم رابگويم،"پرسش خوبي"آنچه راکه درموردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟

"مردپاسخ داد:"

نه،برعکس…

"سقراط ادامه داد:"

پس مي خواهي خبري بددرموردشاگردم که حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"

مردکمي دستپاچه شدوشانه بالاانداخت.

سقراط ادامه داد:

"واماپرسش سوم سودمندبودن است.آن چه راکه مي خواهي درموردشاگردم به من بگويي برايم سودمنداست؟

"مردپاسخ داد:"

نه،واقعا…

"سقراط نتيجه گيري کرد:"اگرمي خواهي به من چيزي رابگويي که نه حقيقت داردونه خوب است ونه حتي سودمنداست پس چرااصلاآن رابه من مي گويي؟

 

 

قالیباف می ماند یا می رود ؟

                         آیا قالیباف از شهرداری تهران پرواز خواهد کرد ؟

در چند روز گذشته اخبار هایی مبنی بر تغییر شهردار تهران از سوی سومین شورای اسلامی شهر تهران شنیده می شود . با انتشار این اخبار گروه ها و جریانهای مختلف اقدام به گمانه زنی هایی مبنی بر اینکه شهردار آینده تهران کیست ، کرده اند .

این در حالیست که در درون شورای شهر اختلاف نظر هایی راجع به تعیین شهردار تهران وجود دارد که عده ای بر این عقیده هستند که مدیریت شهرداریی قالیباف را تثبیت کنند و عده ای هم با این نظر مخالف هستند و خواهان جایگزینی فرد دیگری به جای قالیباف در شهرداری هستند .

نکته ای که حائز اهمیت است اینکه آیا در صورت عزل قالیباف از شهرداری تهران کسی دیگر که بتواند مدیریت کلان شهری چون تهران را به عهده بگیرد و توانمندیی لازم را از هر جهت برای اداره امورات شهر تهران بدون وابستگی به جریانات سیاسی خاص حزبی و غیره  داشته با شد وجود دارد یا خیر ؟

در این حال مهندس بیادی نائب رئس شورای اسلامی شهر تهران در گفتگو با خبر گزاری ایسنا اعلام کرده بود : ما برای تثبیت شهردار کنونی تهران شرایط جدیدی داریم که اگر آقای قالیباف در شورا شرکت کنند و به سوالات مطرح شده و برنامه های اینده خود پاسخ بگویند و شرایط جدید را بپذیرند احتمال اینکه وی در سمت خود ابقا شوند تقویت پیدا خواهد کرد .

از طرفی وی احتمال ماندن قالیباف در سمت خود را،30درصد پیش بینی کرد و در پاسخ به این سوال که : آیا خود به عنوان یک کاندیدا برای تصدی مدیریت شهرداری تهران مطرح می باشد یا خیر ؟ گفت : هنوز در این خصوص تصمیم نگرفته ام و هیچ موقع برای چنین مسولیت هایی پیشتاز نبوده ام .

اما باید این نکته را در نظر داشت که شورای اسلامی شهر تهران باید شهرداری را برای مدیریت شهر تهران انتخاب کند که سوابق موفقی در کارنامه خود داشته باشد و یکی از مدیران ملی کشور باشد چرا که مشکلات و معضلات شهر تهران از بعد اجتماعی و فرهنگی و ترافیکی در حدّ و اندازه کشور مهم و قابل تامل است .

اعضای محترم شورای شهر باید توجه داشته باشند که مردم به مدیری نیازمند است که قابل اعتماد باشد و در آزمایشات مختلف مدیریتی حسن نیتّ خود را در خدمت گزاری به مردم نشان داده باشد و شهر تهران را به شهری آباد و زیبا و شهرداری را به نهادی مردمی و اجتماعی تبدیل کند .

شهر داری ، انتخاب شود که مستقل از جریانات سیاسی و دارای قاطعیت و متعهد به رفع مشکلات شهروندان باشد ضمن آنکه مورد رضایت نسبی مسولان ارشد نظام هم باشد .

با در نظر گرفتن ویژگیهای شهردار خوب که بخشی از آن در بالا اشاره شد و گمانه زنی هایی که راجع به شهردار آینده تهران صورت پذیرفته احتمال اینکه بیادی و یا شریعتمداری به عنوان شهردار آینده تهران انتخاب شوند هچنان به قوت خود با قیست اما در این میان پرواز کردن قالیباف از صندلی شهردار تهران به مقصد دیگر ضعیف است چون که علی رغم وجود برخی از مشکلات در مدیریت ایشان ، ولی نقاط قوت خوبی در اکثر برنامه های مدیریت شهری وی وجود دارد بطوری که از زمان انتساب ایشان به عنوان شهردار شاهد آن هستیم که شهرداری از نهادی خدماتی به نهادی اجتماعی تبدیل شده است علاوه بر این که در بخش های دیگر شاهد تغییرات چشم گیر و رو به رشدی جهت رفع مشکلات مردم با شهرداری بوده ایم و به طور نسبی نظر سنجی ها حاکی از رضایت مندی مردم از روند مدیریت شهرداری تهران از زمان حضور قالیباف است.

با توجه به اینکه یک شهردار باید دارای تخصص های لازم و توانمندی های کافی برخوردار باشد به نظر می رسد تیک زدن گزینه ابقای قالیباف از معقولانه ترین و یکی برگ های زریّن در طول خدمت سومین  شورای اسلامی شهر تهران خواهد بود.    

 

  

 

ادامه سیاست های خصمانه دشمنان با توهین به مقدسات

دیروز دانشگاه امیر کبیر امروز دانشگاه تهران

به نظر می رسد موج دانمارکی که سال گذشته توهین به مقدسات اسلامی از جمله پیامبر اکرم (ص) را به راه انداخت ماههای گذشته دامن چند کشور اروپایی را هم گرفت و در زمره توهین کنندگان به مقدسات اسلام قرار داد و این موج در داخل کشور با طوفان اهانت به پیامبر اکرم (ص) در سوالات موهن آزمون تربیت معلم وزارت آموزش و پرورش قدرت و ارتفاء بیشتری گرفت تا اینکه هفته گذشته عده ای با پخش نشریات توهین آمیز نسبت به امام زمان و ائمه اطهار (ع) در دانشگاه امیر کبیر این دانشگاه را با چالشی جدید رو به رو کرد .

 

 

 

 

 

 

 

 

این افراد از اختلافات داخلی میان انجمن اسلامی و بسیج دانشجوئی دانشگاه پلی تکنیک تهران استفاده کردند و با جعل آرم و مهر انجمن اسلامی دانشگاه دانشجویان را به جان هم انداختند که پس از بررسی های انجام شده توسط دانشجویان معلوم شد این نشریات از خارج از دانشگاه به نام دانشجو منتشر شده است و پس از آن دانشجویان در دانشگاه تحصّن کردند و این عمل زشت را محکوم کردند به طوری که در بیانیه شورای متحصنین دانشگاه امیر کبیر آمده است :

« انتشار مطالب موهن به ساحت مقدس پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) و توهین به شرع مقدس اسلام آن هم در چند نشریه دانشجوئی ، حدیث جانکاهی است که خاطر هر مسلمان آزاده ای را سخت می آزارد .

منتظران ظهور را «مشتی اسطوره پرداز و متوهم » خواندن ، پیامبر وائمه را به گزاف و پره دری و بی هیچ قید و شرط غیر معصوم دانستن ، جوان های مسلمانی را گروهی کم خرد شمردن و دختران پلی تکنیک را بی شرمانه مورد توهین قرار دادن ، جز دسیسه ای نابخردانه و اقدامی غیر مسولانه تحلیل دیگری را بر نمی تابد ... توهین به مقدسات از جنس نقد نیست ، بوی توطئه می دهد ، توهین به مقدسات سکوت را بر نمی تابد ، فریاد را به مبارزه می طلبد . »

شمار خبر های این چنین در روز های اخیر بسیار زیاد به گوش می رسد و این تنها بخشی از خبرها ست که شنیده می شود .

در این اوضاع و احوال روز گذشته در دانشکده هنر دانشگاه تهران به دختر دانشجوی محجبه ای به علت داشتن حجاب از سوی استاد خود  تو هین می شود به گونه ای که استاد دانشگاه پس از توهین کردن به حجاب دختر دانشجو موی سر وی را از زیر مقنعه بیرون می آورد و چون دختر دانشجو از خانواده ای مذهبی بوده ، در کلاس درس واکنشی نشان نمی دهد . اما بعدا با مشکل رو به رو می شود وی از این ماجرا به شدت ّ متاثر می شود و خواستار پیگیری مسولان می شود .

و دانشجویان دانشکده های دانشگاه تهران هم در اعتراض به این ماجرا در جلوی درب دانشگاه تهران طی بیانیه ای این اقدام را محکوم نمودند .

آنچه که از این اتفاقات به نظر می رسد این است که زنگ های خطر به صدا در آمده جریاناتی که قطعا وابسته به خارج از مرز های کشور است در صدد مخدوش کردن چهره اسلام و انقلاب و ایجاد فضایی ملتهب برای کشور هستند .

به نظر می رسد در شرایط کنونی همانطوری که رهبر انقلاب هم در آغاز سال جدید اشاره فرمودند حفظ اتحاد و انسجام در کشور و حتی کشور های اسلامی امری ضروری است چرا که دشمن با این ابزار ها و این ماجرا ها به دنبال شکاف میان قشر های مختلف است و ایجاد درگیری میان دانشجویان و غیره است که این توهینات یک نقطه اشتراکی دارند وآن اینکه بر اثر تکرار این توهینات نسبت به مقدسات برای افکار عمومی جامعه عادی می شود و واکنش ها رفته رفته رنگ می بازند و در آتیه دیگر این مطالب با واکنش های تند رو به رو نخواهد شد .